رفتن به بالا


در خدمت جناب آقای رفیعی پور ، مدرس و مشاور حوزه موفقیت، کسب و کار وکارآفرینی هستیم.جناب آقای رفیعی پور شما به عنوان شخصی که در حوزه کسب و کار، کار می کنید و و در این حوزه صاحب نظر هستید، حتما می دانید مشکلی که امروزه جامعه ما با آن دست و پنجه نرم می کند، معضلی است به نام «بیکاری»؛پدیده ای که مشکلات متعددی مثل اعتیاد، طلاق، افسردگی و... رو با خود به همراه دارد. به نظر شما نگرشی که امروزه نسبت به مقوله «کار» و «اشتغال» وجود دارد تا چه اندازه درست است؟ و نگاه جوان امروز نسبت به این موضوع مهم و حیاتی چگونه باید باشد تا بتواند کار مورد علاقه خود را پیدا کند و بدون نیاز به دولت و خانواده بتواند از لحاظ شغلی مستقل باشد.

عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما و مخاطبین عزیز و فرهیخته نشریه وزین تان و همچنین ممنون بابت سوال خوبی که مطرح فرمودید. در جواب این سوال شما باید عرض کنم که ابتدا ما باید یک تعریف از کار داشته باشیم ، چرا که معنی کار و شغل امروزه (در سال 2018) نسبت به گذشته فرق کرده و تفاوت فاحشی با گذشته دارد، تا زمانی که جامعه و نسل امروز نخواهد معنی کار را در ذهن خود تغییر دهد، قطعا معضلی به نام بیکاری حل نخواهد شد. متاسفانه از نگاه جامعه امروز کار و شغل یعنی داشتن حقوق ثابت و ماهیانه، ساعت کاری معین و محل کار معین، بیمه ، پاداش و... .

به معنای کلی نسل امروز کار را یک کار کارمندی یا اداری می دانند(یک نگاه کاملا سنتی). متاسفانه این نوع تفکر از گذشته و از نسل قبل به ما رسیده است. در صورتی که هر چه جلوتر می رویم این نوع کار با این ویژگی در حال انقراض و کاهش هست و ما در دنیایی زندگی می کنیم که معنای کار با معنای گذشته آن کاملا تفاوت دارد و خیلی از کسب و کارها در دنیا از طریق 2 الی 3 نفر مدیریت می شود، حتی بدون اینکه مکان یا ساعت کاری خاصی نیز برای آن وجود داشته باشد ، نظیر کسب و کارهای اینترنتی که بسیار هم مورد توجه افراد قرار گرفته است و درآمد قابل توجهی هم دارد. در صورتی که این نوع کسب کارها در 5 الی 7 سال گذشته اصلا وجود نداشته اند و هرچه ما به جلوتر می رویم رشد بیشتری خواهند داشت و بیشتر شاهد گسترش آن خواهیم بود .

متاسفانه یک فرهنگی در ارتباط با کار و شغل در جامعه حکمفرماست به نام فرهنگ «پشت میز نشینی». خیلی از والدین و بزرگ ترها به فرزندان خود می گویند که اگر می خواهید یک کار راحت و بی دردسر داشته باشید بروید درس بخوانید، یعنی درس خواندن و دانشگاه رفتن را معادل با تن پروری و پشت میز نشینی می دانند. به نظر شما آیا این فرهنگ و نگرش صحیح است؟

سوال بجایی بود، با کمال تاسف در فضای کلی جامعه، نگاهی که به نسبت به «درس» و «مدرک دانشگاهی» وجود دارد، نگاه درستی نیست. عموما نسل امروز برای به دست آوردن کار دولتی و اداری به دنبال درس و دانشگاه می روند؛ از یک طرف فضای درس خواندن و مدرک گرفتن روز به روز راحت تر می شود و از طرف دیگر کار و شغل اداری و دولتی رفته رفته کمرنگ تر می شود، به عنوان مثالیک دستگاه pos داخل مغازه کار چه تعداد کارمند بانک رو انجام می دهد؟ یا یک دستگاه عابر بانک چطور به جای چه تعداد کارمند کار می کند؟

پس با پیشرفت تکنولوژی یک سری کارهای کارمندی و اداری و پشت میز نشینی قطعا از بین می رود، چون تکنولوژی و فناوری های روز دنیا کم کم جای منابع انسانی رو می گیرند و زمان، سرعت، دقت و هزینه تمام شده روز به روز با اهمیت تر می شوند، همین تکنولوژی و پیشرفت تا 10 سال آینده 800 میلیون از مشاغل سنتی را از بین می برد و این چیزیست که پیشرفت دنیا با خودش به همراه خواهد داشت؛ نه به دولت ربط دارد نه به شغل خاصی. از اینکه یک سری مشاغل از جمله مشاغل اداری در آینده رفته رفته کمرنگ تر می شوند،کاملا متاثر از پیشرفت چشمگیر دنیا در عرصه تکنولوژی و ارتباطات است.

با این اوصاف جوان امروز اگر بخواهد کاری متناسب با شرایط جامعه داشته باشد، باید از جایی مورد حمایت قرار بگیرد و اگر این جوان پشتوانه یا حامی نداشته باشد چه باید بکند؟

البته در جواب این سوال من نظر شخصی خودم را اعلاممی کنم یه نظر من خداوند به هر شخصی اینقدر توانایی، استعداد، عقل و فهم داده است که بخواهد به هدف های بزرگ در زندگی دست پیدا کند. مثل خیلی از افراد بزرگ و خودساخته ای که در دنیا و حتی در کشور خودمون کار آفرین های بزرگی هستند که یک روزی بدون سرمایه و پشتوانه مالی شروع کردند و امروزه خیلی هم موفق اند. رسیدن به موفقیت یک سیر تکاملی دارد که متاسفانه اغلب ماها نمی خواهیم که که آن تکامل را طی کنیم و همیشه دوست داریم که برای شروع کاری همه امکانات و پشتوانه مالی و حمایت ها وجود داشته باشد. وقتی به زندگی افراد خودساخته نگاه می کنیم، می بینیم که در ابتدای کار به آن صورت از حمایت و امکانات خاصی برخوردار نبودند .

نگرشی که شما به مفهوم کار و شروع یک کسب و کار دارید کاملا متفاوت هست با قرائتی که امروز نسبت به این مقوله در سطح جامعه وجود دارد، برای اینکه جامعه و نسل امروز بخواهند دیدگاه خود را نسبت به کار و شغل تغییر بدهند، از کجا باید شروع کنند؟

همه تغییرات در زندگی ابتدا از فکر ما آغاز می شود، ابتدا باید در خودمون تغییر ایجاد کنیم، باید تفکر و نگرش خود را نسبت به آینده و کار عوض کنیم؛ با مطالعه و الگوبرداری صحیح می شود تفکر را تغییر داد، با آموزش صحیح و درست می شود نگرش را تغییر داد. مشکل اینجاست که ما با تفکر 20 سال قبل می خواهیم زندگی کنیم و از همه مهم تر اینکه الگوی درستی هم نداریم ، انتخاب الگوی درست خیلی مهم است. متاسفانه الگوهایی که نسل امروز دارند الگوی درستی نیست، الگوها عموما شکست خورده، ناموفق و نامطلوبند که نسل امروز مدام آنها را در ذهن خود مرور می کند و در برابر مشکلات زندگی شکست و ناامیدی را انتخاب می کند . انتخاب الگوی صحیح باعث می شود افکار و باور ما تغییر کند، یعنی باور کنیم که اگر فلانی توانست پس من هم می توانم.

با توجه به فرمایشات شما در مورد انتخاب «الگوی صحیح» و همچنین بحث «آموزش» که مطرح کردید، آیا فکر می کنید با داشتن الگوی صحیح و مطالعه و آموزش ، به تنهایی می شود مشکلات ما بخصوص مشکل بیکاری را حل کرد .

ببینید،قطعا همه این موارد شرط لازم هستند نه شرط کافی. متاسفانه ما در جامعه ای زندگی می کنیم که اکثر مردم و به ویژه جوانان ما هیچ هدفی در زندگی ندارند ، هیچ هدفی از درس خواندن، آمدن به دانشگاه یا ایجاد شغل و خیلی از مسائل دیگر، اصولا افراد به تبعیت از دیگران به دنبال هدف و خواسته خود می روند. یعنی آن هدف، هدف شخصی و یا میل و علاقه آنها نیست. وقتی که شخصی به دنبال علاقه خود نمی رود بالطبع هیچ انگیزه ای به زندگی کردن، درس خواندن و یا پیدا کردن شغل ندارد ، و همه اینها بر می گردد به بی هدف بودن در زندگی. به نظر بنده مهم ترین و اولین قدم برای شروع در هر کاری داشتن هدف و چشم انداز است و البته در کنار آن «باور به خود»، «پشتکار»، «داشتن تفکر مثبت»، «انتخاب الگوی صحیح» و «آموزش صحیح» می تواند موفقیت را تا حدود زیادی تضمین کند.

جناب رفیع پور با توجه به اینکه شما مدرس و مشاور در حوزه موفقیت، کسب و کار و کارآفرینی هستید و در این زمینه تا آنجایی که بنده مطلع هستم همایش ها و دوره هایی هم در دانشگاه ها و آموزشگاه های مختلف برگزار کردید که تا حدودی هم با استقبال روبه رو گردید، بفرمایید چه برنامه ای برای کمک به فرهنگ کسب وکار و هدایت نسل جوان امروز به مقوله اشتغال دارید و عزیزانی که علاقه مند به این حوزه هستند چطور می توانند با شما ارتباط داشته باشند؟

ابتدا خدمتتون عرض کنم که بنده برنامه های متعددی برای توسعه این فرهنگ و تغییر این نگرش در زمینه کسب و کار و کارآفرینی دارم که به لطف خداوند و با کمک عزیزانی مثل شما روز به روز به این اهداف و رسالت خودم نزدیک تر می شوم. ان شاء ا... همایش ها و کارگاه های متعددی در زمینه موفقیت در کسب و کار و کار آفرینی و بازاریابی و فروش دارم که از طریق سایت و کانال بنده به اسم سرزمین ثروت www.sarzamineservat.comو همچنین کانال تلگرام بنده اطلاع رسانی خواهد شد.

به عنوان کلام آخر مطلبی دارید بفرمایید.

کلام آخر اینکه مهم ترین سرمایه انسان در زندگی عقل و سلامتی است و همواره باید این سوال رو از خودمون بپرسیم که خداوند چه توانایی و استعداد و سرمایه ای را به من داده است و همه ما انسان ها مثل اثر انگشت هستیم، یعنی کاملا متفاوت و منحصر به فرد نسبت به دیگران. پس اینقدر از دیگران تقلید نکنیم، سعی کنیم خودمون یک کار و شغل رو خلق کنیم، چرا که کار خوب خلق کردنی است نه پیدا کردنی و اینقدر منتظر نباشیم تا دیگران یک شغل رو به ما هدیه بدهند. کارآفرین باشیم حدقل برای خودمان و یادمان باشد که تنها با عشق و علاقه در یک کار می شود در برابر سختی ها و مشکلات پیش رو ایستادگی کرد و کلام آخر اینکه در هر کاری اگه عشق و علاقه نباشد محکوم به شکست خواهد بود .